بهار

امسال، بهار ، به چشمم کسی را می‌ماند که نزدیک ظهر از خواب بیدار شده و چشم هایش را می‌مالد. گویی خواب مانده و یک واقعه را ندیده، انگار جا مانده باشد. 

زیر لب می‌خندم. چند روز دیگر می‌آید. چقدر تعجب خواهد کرد وقتی ببیند تو بهار را خیلی زودتر به خانه‌ی من آوردی... وقتی که او در خواب هفت پادشاه بود! 

 

-گل‌ناز-

 

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
هـ.ن

"گل بی رخ یار خوش نباشد ..." بسیار زیبا بود [گل]

شقایق

چقدر حس خوبی داشت.سال نو پیشاپیش مبارک دوست من.بهترین ها رو برات آرزو دارم...

ساده بگذر

و چه بهاری تو خواهی داشت! :)