دخترک کبریت فروش

امیدهایم

شده مثل کبریت های دخترک کبریت فروش

یکی یکی می‌افروزم و  نمی‌پاید

بعید نیست که همین روزها، یخ زده پیدایم کنند.

 

 -گل‎نازجوکار-

/ 8 نظر / 7 بازدید
شاعر شنیدنی ست

ااا تو کجا بودی دختر؟ چرا وبت باز نمی شد؟ این ثابته دیگه؟ لینکش کنم؟

ساده بگذر

دخترک کبریت فروش لااقل کبریتی برای افروختن داشت وای از بی کبریتی وای...

نمرود!

در جستجوي جعبه اي باش ، تخته پاره اي ، هيزمي يا هر چيزي كه تنها با آتش زدن يك كبريت تا صبح جانت را حفظ كند ، روزگار داستانهاي بي محتوي به سر آمده

ناز و نیاز

منو این هواهای عالی نابود كرد كارمندِ اداره‌ی اوقاف بودم تو همچین هوایی استعفا دادم تو همچین هوایی معتادِ توتون شدم تو همچین هوایی عاشق شدم تو همچین هوایی فراموشم شد كه یه لقمه نون ببرم خونه مرضِ شعر گفتنم كاملاً تو همچین هواهایی عود كرد منو این هواهای عالی نابود كرد ..

...♪ مـ ـ ــﮩـدﮮ

بههههههههههه ^_^ سلااااااااااااااااااام کجا بودی؟ عذرخواهی که تو پست برگشتم بهت بد گفتم :|

فراز حمیدیان

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشحال میشم نظرتونو راجع به کارام بدونم.... بهم سر بزنید...[لبخند] [گل][گل][گل][گل][گل]

شقایق

خدا نکنه.هرگز امیدت رو از دست نده.