ناامید

این خانه از آمدنت ناامید شد

این چشم ماند به در، 

ماند به در تا سپید شد

این جان برآمد و تو -جان- درنیامدی

صبرم برفت از کف و طاقت شهید شد

 

 

 -گل‌نازجوکار-

 

/ 4 نظر / 31 بازدید
بهار

شعر زيبايی گفتين خانم گلناز [گل]

بهار

اصن حيفيد شما اگه لينک نشيد [قلب] چند پستتون رو خوندم واقعا لذت بردم [گل]

هـ.ن

شهید انتظار شده ای ؟ انتظار شیرین است با تمام تلخی هایش، بیچاره آنکه انتظاری ندارد!

شقایق

از انتظار هیچ وقت خوشم نمیاد اما بعضی وقتها واقعا این انتظاره که قشنگه مثل انتظاری که در مسیر سفر برای رسیدن به مقصد میکشی بهمن که مسیرش بیشتر از خودش کیف میده