وحشی صفتِ کیست؟ (2)

وقتی متن قبل، «وحشی صفتِ کیست؟» شماره یک، را انتشار دادم، دوستی بخاطر بد و بیراه‌هایی که در انتهای متنم به انسان‌ها گفته بودم، من را مورد انتقاد قرار داد و از من خواست نگاهی دیگر به آن بیندازم. متن را روی پیش‌نویس گذاشتم برای اصلاح.

فردای همان روز خبری دیدم که خرسی را در نزدیکی روستایی با سنگ زده بودند و به طرز فجیعی کشته بودند. خرس بیچاره روزهای قبل در ارتفاعات تیر به پایش خورده بود و از روی ناچاری شاید، پناه آورده بود به حاشیه‌ی روستا. عده‌ای با محیط زیست تماس گرفته بودند ولی قبل از رسیدن ماشین محیط زیست و تجهیزات و داروی بیهوشی، خرس بیچاره کشته می‌شود. جایی دیگر روباهی را دار زده بودند که درس عبرتی بشود برای سایر روباه‌ها! تا دیگر سمت باغ و مرغ و تخم مرغ نیایند. در جای دیگری یک زنبوردار ششصدتا پرنده‌ی زیبای آبی-سبزِ زنبورخوار را مسموم کرده بود و کشته بود تا غلط کنند و دیگر زنبور اضافی نخورند!

هر از چند روز یک بار می‌شنیدم یک پلنگ ایرانیِ دیگر کشته می‌شود، یک خرس دیگر، یک گونه‌ی نایاب دیگر...

البته دیگر به جنگ و انسان کُشی و کودک کُشی و اسید پاشی و حق خوری نرسید. 

فهمیدم نیازی به اصلاح متن نیست! هرچه درباره‌ی بی‌شعوری انسان گفته‌ام حق داشته‌ام و کم هم گفته‌ام اتفاقاً ! 

حق با جناب سعدی‌ست که می‌فرماید :  نه هر آدمیزاده از دَد به است / که دَد ز آدمیزاده‌ی بد به است

البته معلوم نیست ایشان اگر امروز زنده بود، درباره‌ی آدمیان سنگدل ِ زمان ما که همواره سوراخ دوربین‌هاشان باز است برای فیلم و عکس گرفتن از جنایاتشان و به آن افتخار هم می‌کنند، چه می‌سرود ! 

 

 - گل‌ناز-

/ 2 نظر / 28 بازدید
هـ.ن

به راستی که استاد سخن جایی برای بیشتر گفتن نگذاشته ، به گمانم آن دوستی که انتقاد کرده منظورش همین نوع نگارش بوده وگرنه تردیدی نیست که سعدی دایره لغتش حتی در ناسزا گفتن بسیار بوده ولی اینگونه حق مطلب را ادا کرده

شقایق

من به شدت ارجع به وحشی صفت بودن انسانها با هات موافقم مثلا انسانه که میتونه برای لذت خودش پرنده ها رو زندانی کنهف تن سگهای بدبخت لباس بکنه ف از پوست حیوانات برای لذتش استافده کنه و....