در سایه روشنِ عشق

حرف‌هایت که زیادی داغ بشود، می‌سوزانَد. 
درد‌هایت که زیادی سنگین باشد، کسی طاقت نمی‌آورَد. 
طعم زندگی‌ات که زیادی تلخ باشد، نچشیده آدم‌ها را فراری می‌دهی.
و مثل سیندرلا برمی‌گردی دوباره به روزگار ذغالی (زغالی) خودت! 
و دوباره تنها می‌شوی.

شاید بهترین سنگ صبور دنیا، دفتری باشد و قلمی؛
که دردهایت را به یک‌باره روی دلش بریزی و آرام بگیری؛
دفتری که مهربانانه نمِ پلک‌هایت را بگیرد، بدون منت، و... بی سر و صدا و هیاهو. 
و کسی نفهمد. 

انتظار زیادی‌ست که آدم ها درددل را تاب بیاورند.
آخرِ آخرش آدمند، و نازک نارنجی بودن جزو ذات آدم‌هاست. 
از آدم‌هایی که با کمی فشار روی گلویشان یا با ضربه‌ای اندک بر گیجگاه‌شان، کارشان تمام است، نمی‌توان انتظار داشت که بمانند و تاب بیاورند. 
ما تنهاییم. باید قبول کرد.  
 
- گل‌ناز- ‌
 
 
نوشته شده در جمعه ۱٦ امرداد ۱۳٩٤ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ توسط گل‌ناز نظرات ()


 Design By : Pichak