در سایه روشنِ عشق

این نسبت فامیلی هم عجب چیزیه ها! 

ورمی‌داره یه مشت آدمی که هیچ سنخیتی با هم ندارن رو می‌چسبونه به هم! و مجبورشون می‌کنه تا آخر عمر همدیگه رو تحمل کنن!  عینهو چسب همه کاره! یه ترکیبی بوجود میاره که دانشمندا از کشف خاصیتش عاجز می‌شن! 

توی این ملغمه‌ای که به هم چسبیده می‌بینی همه چی گیر میاد: پارچه کهنه، چوب کبریت، خرده شیشه!، کاغذ‌ رنگی!، دلار مچاله شده، برگ خشک، هسته‌ی پرتقال، پَرِمرغ!، ناخن آدمیزاد! ... 

حالا اینا یه ور، اون نسبت‌های سببی هم یه ورِ دیگه!  مادرِ روزگار حداقل نکرده وصله‌های همرنگ رو کنار هم بدوزه!  بعضی‌ها اگر به مددِ این چسب همه کاره بهت وصل نبودند، حتی جواب سلام‌شون رو هم نمی‌دادی.

بزرگی می‌گفت دلیل ماندگاری دوستی‌های عمیق و فراموش کردن بعضی از فامیل اینه که دوستت رو خودت انتخاب کردی ولی کسی رو که جبر زمانه به زور توی حلقت چپونده اگه یه مدت طولانی نبینی، راحت فراموشش می‌کنی. 

با خودم فکر می‌کنم مگر چند بار قراره زندگی کنم که بیشتر وقتم رو اونایی پر کرده باشند که دوست‌شون ندارم؟ 

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ توسط گل‌ناز نظرات ()


 Design By : Pichak